بنام حضرت دوست
در پر ترافیک ترین روز کاری در تهران به یکی از دوستان دوست که نه به یکی از اساتید خودم جهت دیدار واخذ تلمذ زنگ زدم که ایشان با توجه به بزرگواری ذاتی شان هرچند که قرار بود جایی بروند اما منتظر مانند که من بروم وببینمشان و وقتی رسیدم که دیدم دعوتشان کرده اند جهت تودیع کردان ومعارفه محصولی وایشان عازم مراسم که بنده حقیر را نیز با خود به ان مراسم بردند
چه اتفاقی وچه جالب
کردان ودفاع ازدکترای جعلیش احمدی نژاد وعوام پنداشتن مردم وصادق محصولی وتحقق حکومت مورد ادعای بنیانگذار انقلاب در مورد حکومت مستضعفین بر این مملکت
ان روز چه مبارک سحری بود چه فرخنده شبی که در اوایل شروع شب که اسمان چادر سیاه فام بر تن می کند من شهرستانی از نزدیک ببینم که ریاست محترم جمهورم عوامانه عوام فریبی می کند صادق تیلیونر مستضعف وزیر می شود وکردان از صحنه حذف می شود
لحظه سکوت حضار هنگامی که احمدی نژاد از محرومیت ومعصومیت کودکان در دورافتاده ترین روستاههای کشور حرف می زد دیدنی بود لرزش صدای کردان وقتی می خواست اعتماد بنفسش را اثبات کند دیدنی تر
جالب بود من انموقع قیاس می کردم احمدی نژاد را با رجب طیب اردوغان الحق والانصاف حق داشت که جنجال کند که هاله نور بر سرش در سازمان ملل را اخه کاش همه بتونن از نزدیک ببین( ادمی جو گیر با روحیه متزلزل ادمی که بازی خورده وفک میکند بازی می دهد )ا خه کاش همه بتونن پشت تریبون برای عده ای حرف بزنن ناخود اگاه ادم جو گیر می شه دهن خشک میشه سر گیجه ونهایتا دیدن هاله نور اطراف سر برای ادمای ساده وعادی واحمدی نژاد از همین طیف بود
اما رجب طیب اردوغان در یک مصاحبه خبری پای خود را بروی پای دیگر انداخته وبا اعتماد به نفس دیپلمات وار حرف می زنه می دونین چرا دیپلمات وار گفتم اخه اشخاص دیپلمات متعلق به شهر یا کشور خاصی نیستن انها همه جا را کشور خود می دانند وراحت ورلعکس
ما را چه می شود
