دیروز نوشتیم چرا باید خاتمی بیایید.امروز او آمده است وبه تعبیر دوستان ودوستداران آن مرد در باران آمد یا آن مرد با لبخند آمد یا آن مرد مصمم آمد؟
او هم می خواست بیاید وما هم می خواستیم بیایید وبلاخره انتظار سر آمد اما این مصرع معنی پیدا میکند
" که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها."
امروز باید مصمم باشیم امروز باید هشیار باشیم امروز باید دلمان بزرگ باشد اگر در مقابل هتاکان هتاکی کنیم اگر در مقابل انحصار گران انحصارگر باشیم اگر در مقابل فریبکاران فریب کار باشیم پس برای فردای ما چه می ماند وفرق ما با انها چه خواهد بود
اما باید مصمم باشیم چون خدا با ماست هشیار باشیم چون طرف مقابل مکار است دلمان بزرگ باشد چون تهمت خواهند زد بداخلاقی خواهند کرد بی ادبی خواهند کرد تفاوت قائل خواهند شد بین سید وسید معمم ومعمم عالم وعالم
اما برای نتیجه دواهتمال موجود است یا صدرصد پیروزی با ماست یا نخواهند گداشت .چگونه
اول با ردصلاحیت دوم با تقلب وزور پیشنهاد من اینست اگر رد صلاحیت شدید کشوقوس ندهیم ومثل اقای معین با حکم حکومتی صلاحیت را قبول نکنیم واگر تقلب که بعید می دانم باشد وبتوانند باز پیروز میدانیم چرا که مردم تکلیف خود را خواهند دانست.
مطلب آخر در مورد تفرقه افکنان در بین اصلاح طلبان اینکه کروبی وآقای موسوی وخاتمی را می خواهند با هم مقایسه کنند
اقای موسوی محترم وموقر تر از ان است که نسنجیده عمل کند اما اقای کروبی که به زور خود را به اصلاحات می چسباند شیوخیت او را قبول داریم اما مصلح بودنش را الله واعلم ایشان بدعتهایی را پایه گذار بودند که در دیکتاتور ترین ممالک هم اجرا نمی شود در مملکتی که قانون وعالم هست چه نیازی به ریش سفیدی در مملکتی که قانون هست ومردم هست وشعور هست واراء مردم چه نیازی به حکم حکومتی ورواج ان لذا عامه مردم وخواص ایشان را جزء انحصارگرایان قدرت طلب می شناسند که حاضرند رای مردم را ماهانه به پنجاه هزار تومان نسیه بخرند
اما خاتمی آمده است تا این موضوع نیز تحقق یابد
"در پس این مه افق روشنی است"
